صندوقچه افکار

مسائل اجتماعی و مردم شناسی

نشر چشمه

نشر چشمه در سال تولید ملی از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران باز ماند. متاسفانه این خبر هم مثل اخباری از نوع خودش به یک سوژه و تیتر معمولی و روزمره تبدیل شده. واقعا عادت کردیم که کتا بها،‌فیلم ها، انتشاراتی ها و ابزار و عناصر مهم فرهنگی کشور از فضاهای فرهنگی بازداشته شوند. امسال هم تفکر شنیع وزارت بی فرهنگ ارشاد شامل حال انتشاراتی هایی از نوع نشر چشمه شد. اما دوستداران و علاقه مندان این نشر برتر و برگزیده کشور می توانند در ایام نمایشگاه کتاب تهران از محل نمایشگاه این انتشارات در خیابان کریم خانه دیدن کنند..

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

گروه های مردم نهاد و توسعه یافتگی

در تمام کشورهای توسعه یافته یکی از ابزارهای نظارتی گروه های مردم نهاد یا NGO ها هستند که با عملکرد دقیق و مشکافانه خود و به واسطه اینکه از بطن مردم و ملت ها شکل یافته اند، عملکرد و نقاط ضعف و قوت دولت ها را تحلیل و ارزیابی کرده و حتی در مراحلی به سختی از آن انتقاد می کنند. بسیاری از نظریه پردازان و بزرگان علمی جامعه شناسی و جامعه شناسی توسعه بر این عقیده استوارند که هرچه این سطح از عملکرد سازمان های مردم نهاد و مدنی آزادانه تر و علمی تر صورت گیرد، آن جامعه و کشور به مراحل توسعه یافتگی و پس از آن، دست یافته و خود را هر روز به کمال نزدیک تر می کنند. از این روست که این نوع از سازمان ها در ارتباط تنگاتنگ با دولت از یک سو و جوامع بین المللی از سوی دیگر و نیز به عنوان نماینده بدنه جامعه عمل کرده و به تدریج به ارتقای خود و جامعه خویش کمک می کنند.

هرچه میزان عقب افتادگی و سلطه گری در جامعه ای بالا رود نقش و رنگ حضور سازمان‌های مردمی کم رنگ تر شده تاجایی که یا به اجبار دولت و یا با سهل انگاری و ضعف های خویش از ادامه راه سرباز زده و به تدریج حذف می شوند. در کشورمان ایران، یکی از قدیمی ترین تشکل های مردمی شاید به مهمترین عنصر حیاتی شکل دهنده کشورمان یعنی آب و کشاورزی باز گردد. جمعیت های آب بران و کشاورزان و مقنیان یکی از قدیمی ترین نهادهای غیررسمی در این زمینه را از سال ها پیش در کشورمان شکل داده بودند. بر این اساس، شاید دور شدن از روحیه مشارکتی که البته هر از چندگاهی در کشور به واسطه برخی رخدادهای تاریخی و یا حماسی و سیاسی شکل گرفته و خیلی زود محو می شود، یکی از عناصر تحلیل عقب ماندگی کشور از ملت هایی چون ترکیه،‌کره جنوبی و مالزی باشد. بدین ترتیب، با شکل گرفتن حکومت های مرکزی سلطه طلب و با گسترش روحیه غرب زدگی در کشور، جدایی بین حکومت ها و سلطنت ها با مردم و مردم با مردم افزایش یافت. همین امر در گسترش تفاوت طبقاتی در ایران نیز بی تاثیر نبود،‌چراکه پایین آمدن سطح مشارکت و جمع گرایی و خرد جمعی در جامعه سبب افول فرهنگ اخلاق گرایی و رجوع به سمت منفعت های شخصی و دوری تدریجی انسان ها از یکدیگر می شود. هر شخصی برای خود کلبه ای می سازد که مملو از خطوط قرمزها است و آنچنان مرموز عمل می کند که شک و تردیدهای بسیاری از رفتار خود برجای می گذارد. به این ترتیب شک در جامعه پررنگ تر از گذشته شده و صداقت نیز کم کم از بین می رود و همه یکدیگر را دروغگویی بی مانند می پندارند غافل از اینکه شاید خود نیز به این چالش گرفتار باشند.

حضور مردم و مشارکت فعال نهادهای مردمی و غیردولتی با افکار و تفاوت های فرهنگی سبب می شود که به تدریج نوعی فرهنگ مشارکتی و ارتباطی شکل گرفته و جامعه به معنی واقعی کلمه جامعه باشد (جمع گرایی به جای فرگرایی می نشیند) در این حالت است که می توان انتظار داشت دولت ها و حکومت های برآمده از مردم با مردم حشر و نشر داشته و هر دو به یک اندازه درگیر هم باشند. این موضوع البته با تفکرات و آموزه های اسلامی و ادیان دیگر نیز که به کلمه وحدت می رسند، نزدیک است. به این ترتیب، به نظر می رسد تقویت بنیان های نهادهای مدنی و مردمی در صورت اعتقاد به نقش مردم و نیز ادعای حرکت به سوی جامعه توسعه یافته بیشتز از گذشته احساس می شود و ضعیف نمودن و حذف این نهادها را باید در تفکرات خاصی دنبال کرد به جایگاهی به نام مردم و انسان ها اعتقادی ندارند.

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

همانی که بود..

دانشجو تا پیش از سکان داری ریاست دانشگاه آزاد اسلامی مدعی بود که این دانشگاه شهریه بسیار بالایی دارد که بایستی کاهش یافته و حتی در این زمینه مسئولان و مدیران این دانشگاه باید پاسخگوی مردم باشند. جاسبی رفتنی شد و دانشجو با حکم برادر بر کرسی این دانشگاه عظیم و قدرتمند کشور جلوس کرد. اما گفته ها و ادعا و انتقاد وقتی به میدان عمل می رسد رنگ می بازد. این بار نیز این قصه پرغصه تکرار شد و دانشجوی مدعی، در رسانه ها اعلام کرد که شهریه دانشگاه آزاد حتی در حد شهریه های مدارس غیرانتفاعی نیز نیست! وی با اینکه در گذشته همین مسئله را به عنوان یکی از پیکان های انتقاد تند و تیز خود و برادرش را به عنوان نمایندگان دولتی به سمت مدیریت جاسبی نشانه گرفته بود، امروز از زاویه و نگاه جدیدی به موضوع شهریه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی می پردازد. جالب اینکه رسانه های منتقد جاسبی (شخص) تا پیش از این بسیاری انتقادات و حرف های گزافی را در قالب خبر و سخن و مقاله و گزارش منتشر می کردند،‌امروز در سکوت محض نظاره گر سکان داری دولت بر دانشگاه آزاد هستند. دولتی که در ابتدای روی کار آمدن خود مدعی کوچک سازی بدنه عریض و طویل دولت های گذشته بود! به هر حال این کنش و واکنش ها مثل همیشه و با جابجایی های تکراری بوی تازه ای است که از آمدن شخص جدید به مشام می رسد، وگرنه همانی است که بود و شاید حتی بدتر..

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

سیلاب تمام شد اما...

سیلاب های تهران که در پی بارش های اخیر جاری شده بود به هر نحوی که بود مهار شد اما هنوز ترکش های آن در جای جای بدنه شهر از مردم تا مسئولین می نشیند. جالب است که بعداز یک هفته از سپری شدن این مشکل و به قولی بحران همچنان رسانه های نوشتاری و الکترونیکی به مخابره حواشی و تحلیل و تجزیه این موضوع از دیدگاه خود می پردازند. یک عده دولت و عده دیگر شهرداری و البته عده ای هم شهروندان و مردم را علت این پدیده و بحران تلقی می کنند. اما آنچه که باید به آن پرداخته شود یعنی برنامه ریزی و هماهنگی دستگاه های مختلف و مسئول در شهر تهران چه دولت و چه شهرداری خبری به گوش نمی رسد. ابتکار در جلسه شورای شهر تهران و پس از وقوع این حادثه گفته بود که آبخوان و سفره آب زیرزمینی از آب خالی شده است و باید فکری به حال آن کرد. دولت از شهرداری بابت آنچه خود بی تدبیری و سوء مدیریت در شهر می نامد شکایت دارد و می خواهد آن را به دادگاه هم ببرد و آن طرف شهرداری و رسانه های شهرداری از مهار بحران در کمترین زمان ممکن خبر می دهند. جالب است که بلایای طبیعی در ایران خیلی به موقع از زمین و آسمان فرا می رسند تا مردمی که چشم دارند و البته فهم بیشتر از گذشته مسئولین را بشناسند و خود را در این میان بیابند. حرف های معصومه ابتکار به عنوان متخصص محیط زیست حرف های بحقی بود که خیلی ها خیلی راحت از کنار آن گذشتند همانطور که در گذشته هم از آن به سادگی عبور کرده بودند. ساخت و ساز و کانال کشی در بستر رودخانه های حاشیه تهران برخلاف ادعاهای شهرداری که به دیگران آن را منصوب می کند فعالیت های ساماندهی شهرداری است در این مناطق،‌ اما به هر حال دولت هم در آن طرف قطعا مقصر است. چراکه نباید از چوب لای چرخ گذاشتن های دولت هم گذشت.

به هر حال در این قیل و قال همیشگی که چندی بعد سر از انتخابات در می آورد، عده ای مشغول ماهی گرفتن هستند و البته دور کردن اذهان از آنچه به واقع در حال رخ دادن است. آنچه که به واقع اتفاق افتاده و مردم در زیر آن کمر خم می کنند. گاهی نیاز است تا رسانه ها بار سنگین مسئولیت را کم کنند و اذهان را منحرف تر از گذشته..

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

طرح های وارونه!

در همه جای دنیا وقتی قرار باشد برای مشکلی راه حلی ارائه شود و برای آن طرح و پروژه ای اجرا شود، در ابتدا این کارشناسان هستند که طرحی و برنامه ای را پی ریزی می کنند و با مطالعات بسیار آن را به دولت و یا دستگاه مربوطه پیشنهاد می دهند و در آن جا نیز بدنه کارشناسی دولت با بررسی و رفع نواقص و عیب های احتمالی طرح پخته ای را در دستور کار خود قرار می دهد. اما در سال های اخیر، این موضوع و این امر بدیهی در کشورمان برعکس شده است تا جایی که فردی و یا افرادی و یا خود دولت معظم، برنامه ای را عنوان و جزئیات فرضی و ذهنی آن را بیان می کند و آن را به ویژه برای کشور مرهم و تنها راه برون رفت از چالش و حرکت به سوی پیشرفت و تعالی می نامد و این کارشناسان بخت برگشته پس از این همه حرف های بزرگ و آبدار تازه باید بشینند و راهی و طرحی برای پیشنهاد و حرف های زده شده بیابند و این طرح ماورایی را با واقعیت ها و مسائل علمی منطبق کنند. همین می شود که پس از اجرای یک طرح و بعد از یکسال دیگرانی به التماس می افتند که عزیز برادر دست از اجرای طرح زیبایت بردار! همین می شود که طرحی با هزار و یک اشکال اجرایی می شود و بعد که نتیجه ای معکوس برجای گذاشت دستگاه متولی و اجرایی از آن عدول می کند (البته اگر دستگاه معقولی باشد) و بر می گردد به اجرای طرح قبلی. همین می شود که اجرای طرحی هزار و یک دردسر ایجاد می کند که به این راحتی ها تا چندین و چند سال بعداز آن قابل ترمیم و رفع و رجوع نیست. به هر حال بد نیست دوستان و بزرگواران به این جمله قدیمی کمی فکر کنند که علم بهتر است یا ثروت؟

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :

زندگی یک سوم کودکان جهان در میان زباله‌ها

با رشد سریع شهرهای‌بزرگ جهان، کودکان بیشتر و بیشتری به خیل زاغه‌نشینان می‌پیوندند. نیمی از کودکان جهان، یعنی نزدیک به یک میلیارد نفر در شهرها بزرگ می‌شوند. از هرسه نفرشان یکی در بدترین شرایط ممکن بسر می‌برد.
بنا بر گزارش یونیسف، در شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه تولد 50 درصد نوزادان حتی ثبت نمی‌شود. یعنی بود و نبودشان هم رسمیت ندارد. به گفته "کریستیان اشنایدر"، مدیر یونیسف در آلمان، شهرها به طور فزاینده به مکانی برای زندگی این کودکان در فقر تبدیل می‌شوند.
به گفته "کریستیان اشنایدر"، مدیر یونیسف در آلمان، شهرها به طور فزاینده به مکانی برای زندگی این کودکان در فقر تبدیل می‌شوند.
وی می‌گوید که خیلی از این کودکان اصلا سرپرستی ندارند، تنها بزرگ می‌شوند، زندگی‌شان را با جمع‌آوری زباله می‌گذرانند. برای یک لقمه نان، کفش واکس می‌زنند یا مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرند یا فروخته می‌شوند.
نیازها و حقوق این کودکان بسته به میزان عقب‌ماندگی کشور در حال توسعه، به طور مستمر نادیده گرفته می‌شود و در برنامه توسعه اصلا جایی ندارد.


* پیامدهای فاجعه‌بار
کریستیان اشنایدر می‌گوید که پیامدهای این وضع فاجعه‌بار است. برای جلوگیری ازادامه این وضع باید حکومت‌ها، ادارات و مراکز مسئول به سرعت دست به کار شوند.
نهاد کمک به کودکان خواهان تاکید بر حقوق کودکان شده است. "دانوتا ساچر"، مدیر این نهاد، با اشاره به تجربه‌ای که در این زمینه وجود دارد، می‌گوید: "کودکان فقیر در شهرهای بزرگی مانند مانیل، دهلی‌، ژوهانسبورگ یا بوگوتا در شرایطی بسیار خطرناک زندگی می‌کنند."
با وجود ‌آن که در شهرها مدارس بیشتری هست تا در روستا، اما برای کودکان زندگی در زاغه‌ها به مراتب وخیم‌تر است. برای کودکان خانواده‌های فقیر دسترسی به آموزش تقریبا غیرممکن است. میزان مرگ و میر کودکان مناطق فقیر شهری بالاتر از روستاهای فقیر است. بیش از نیمی از دختربچه‌ها و پسربچه‌های زاغه‌نشینان هند به خاطر سوءتغذیه دچار نارسایی‌هایی جسمی و روحی هستند.


* پناه به باندهای تبهکار
در گزارش یونیسف آمده است که میلیون‌ها کودک و جوان نابالغ در خیابان زندگی می‌کنند. آن‌ها طعمه‌اند، طعمه کسانی که از جسم این کودکان بهره می‌برند.
خانواده‌ها دخترانشان را از روستا به شهر می‌فرستند تا به عنوان خدمتکار کار کنند. با این دختران همه‌گونه بدرفتاری می‌شود. آن‌ها در عمل برده‌اند. بقیه کودکان هم از ترس به باندهای تبهکار می‌پیوندند تا به هر شکل به جایی تکیه کنند و مامنی داشته باشند.

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :

اندر باب وزارت بی فرهنگ!

این روزها و البته چند سالی است که وزارتی به نام فرهنگ آنچنان از مسیر فرهنگ خارج شده و در جاده خاکی به سر می برد که جای شکی برای اهلش باقی نگذاشته است: وزارت بی فرهنگ..

پس از مسائلی که برای خانه سینما و بسته شدن گاه و بی گاه نشریات و مجلات و اکران و عدم اکران فیلم ها در این چند ساله رخ نمود و به خصوص در دو سال اخیر که این چالش ها و آسیب ها بیشتر و بیشتر شد، دل تک تک اهالی فرهنگ و هنر این مرز و بوم به عنوان مملکتی که مدعی هنر و فرهنگ است و به قول خودش که نه به قول دیگران هم از فرهنگ غنی برخوردار بوده و هنوز هم رگ و ریشه های آن در مردم ایرانی اعم از ترک و لر و کرد و فارس باقی است، هر روز خون می شود و اندکی به آرامش که کسی کاری به کارش ندارد و دوباره از آرامش به اوج دل آشوبی می رسد. اول می شنوی که فلان فیلم مجوز اکران گرفته خوشحال می شوی اما دیری نمی پاید که این خوشحالی به تاسف مبدل می شود چراکه فیلم یا مجوزش لغو می شود و یا در چند سینمای کوچک و دور افتاده و برای مدتی اندک اکران می شود و یا در نهایت آنقدر برایش مباحث سانسوری پیش می آورند که از فکر اکران کردن فیلم می گذرد.

همین دو سه ماه پیش بود که خوشحال شدم از انتشار دوماهنامه آیین گفتگوی محمد خاتمی (رئیس جمهور اسبق صلح) اما همین چند وقت پیش دوباره شنیدیم که لغو امتیاز شده است. البته این تصمیمات عجیب و قریب چندان هم دور از انتظار نیست. وقتی که عده ای که هیچ ندارند ریخته اند و ادعای همه چیز می کنند، نباید چندان هم انتظارات مثبت و خوب خوش داشت.

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :

کمی تامل..

این مطالب آیات سوره بقره است که بد ندیدم با توجه به فضای کنونی و رفتارهای موجود در جامعه یادآوری کنم:

گروهی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم.» در حالی که ایمان ندارند. (۸) می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند. (۹) در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست. (۱۰) و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»! (۱۱) آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند. (۱۲) و هنگامی که به آنان گفته شود: «همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید!» می‌گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی‌دانند!

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :

قومیت یا زبان؟

قوم و قوم گرایی یکی از مباحث مهم و تاثیرگذار در حرکت اجتماعی و سیاسی مردم ایران در طول تاریخ به خصوص از زمان مشورطه تاکنون بوده است. در درس های تاریخ وقتی از کشورگشایی کوروش صحبت به میان می آمد این جمله فراموش نمی شد که وی با احترام به آیین ها و سنت های و همچنین دین قوم و ملت شکست خورده آن ها را در سیطره و قلمرو پادشاهی خود در می آورد. با این اوصاف و پس از 2500 سال به مرحله ای رسیده ایم که قومیت و قوم گرایی یکی از چالش های سیاسی و اجتماعی ایران شده است. گرایش به جدایی در اقوام ترک زبان، کرد زبان، لر زبان و حتی عرب زبان این روزها به شدت بیشتری به چشم می خورد.

در این میان گارنیک آساتوریان استاد دانشگاه و رئیس انجمن ایران شناسی در قفقاز نظر دیگری دارد. وی که از جمله مشهورترین ایران شناسان به شمار می رود در مقاله ای با عنوان بافت نژادی مردم ایران؛ گوناگونی قومی یا گوناگونی زبانی؟  اعتقاد دارد که ایران از حدود 30 قوم و یا نژاد تشکیل شده که 85 درصد آن ها به زبان فارسی و یا یکی از گویش های فارسی صحبت می کنند. همچنین در این مقاله ، به اهمیت تفاوت ها زبانی و بر اساس آن دسته بندی های نژادی و قومی تاکید شده است. آساتوریان بر این باور است که آنچه مردم ایران را به نژادها و قومیت ها دسته بندی کرده زبان متفاوت و گویش های مختلف است و نه اصلالت نژادی و برتری قومی. وی حتی معتقد است و می گوید که بر اساس نتایج پژوهش های ژنتیکی بر روی اقوام ایرانی، حتی ساکنان منطقه شمال غربی که ترک زبانان هستند ریشه و نژاد کاملا ایرانی دارند و با نژاد ترکهای کشور ترکیه از نظر ساختار ژنیکی متفاوت هستند. بدین ترتیب بحث های اختلاف های قومی و نژادی بیشتر جنبه سیاسی و اقتصادی چه از طرح برخی رجال سیاسی داخلی و چه از طرف کشورهای مشخص خارجی دارد. دامن زدن به اختلافات قومی و نژادی و جدایی انداختن بین نژادهای ایرانی که در اصل ریشه کاملا ایرانی داشته و حتی اشتراکات زبانی فارسی بسیاری دارند نیز مشهود است.

خواندن این مقاله نشان می دهد که جدا از شعارهای زیبای استعمارستیزی آنچه به آن توجه نشده و نمی شود (آگاهانه و غیرآگاهانه) مسائل فرهنگی و اشتراکات فرهنگی است که به راحتی به دست فراموشی سپرده می شود. آساتوریان و تحقیقات قوم شناسی ایران که تاکنون مورد توجه رسانه ها و صدا و سیمای کشور هم قرار نگرفته به نظر زنگ خطری است که در صورت ادامه آن می تواند عواقب بسیار بد و گرانی برای کشور به دنبال آورد. هنوز هم با تمام مطالعات ظاهری که برخی متفکران و پژوهشگران انجام داده اند، رگ و ریشه های نژادی و اختلاف های برتری جویانه در آن ها دیده می شود. ترک، کرد، خوزستانی، لر و برخی دیگر از قومیت های ایرانی در تفکر و تصور اینکه یک قوم جدا و خاص هستند به دنبال استفاده از فرصت های جدایی می گردند و چه دردناک و تاسف آور که در کشور مسئولین در همین جهت حرکت می کنند!! و فرصت های بی شماری پدید می آورند که در مناطق ترک زبان به جای فارسی و ایرانی بودن شیوه های گرایش به ترکیسم و کردیسم پدید آید و ایران که زمانی یکپارچه از قومیت ها و نژادهای مختلف بوده، امروزه به دلیل جدایی از فرهنگ اصیل خود به چالشی عظیم و دردناک دچار شود.

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :

کیش فراموش شده

چند روز رفتیم کیش. جزیره ای که از نظر باستان شناسی و تاریخی و جاذبه های گردشگری هنوز گمنام مانده. حجم بالای مسافر و تعداد زیاد ساختمان های تجاری و پاساژها سبب شده تا این وجه از کیش بیشتر نمود پیدا کنه. جالب اینجاست که قیمت ها و کالایی هم که در مراکز تجاری این جزیره به فروش می رسه نه تنها فرقی با کلان شهر تهران و یا کرج نمی کنه بلکه حتی در مورد تعدادی از این کالاها گران تر هم هست. به هر حال کیش و شهر تاریخی حریره و همچنین بنای تاریخی کاریز که آب شیرین را در 2000 سال پیش در جزیره ای که در خلیج همیشگی فارس با آبی بسیار شور محبوس کرده، تامین می کنه. کاریزی که الان و در سال 1390 از بی آبی و عدم بارش باران خشک شده و قطره ای هم در اون جاری نیست.

آب زلال و هوای مطبوع این روزهای کیش که پس از سال ها، به شدت سرد شده (البته از دیدگاه خود مردم کیش) شرایط مطلوبی ایجاد کرد برای مسافرت و گردش در این جزیره مهم و استراتژیک ایرانی. ای کاش فرصت و شناخت بیشتری وجود داشت تا از جاذبه های ناشناخته گردشگری و تاریخی جزیره بهره مند می شدیم.

  
نویسنده : بهنام ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :

← صفحه بعد